تبليغاتX

طراحی سایت

قالب وبلاگ

گروه تئاترتماشا

طراحی سایت


گروه تئاترتماشا
 
تصویرپروازم را اگر زیباست به عکاسان میبخشم من پرواز رادوست دارم
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 توسط تماشا

 

هنر به یک تعریف عبارت است از "اعتراض توام با خلاقیت  " و هنرمند یعنی "معترض خلاق" بدیهی است که هنر مند از نظر ویژگی های ذهنی و روحی با همه متفاوت است و به خاطر همین در مقاطع مختلف تاریخی و جغرافیایی هنر مند را دیوانه ،علاف،بی فکر، فاسد، نابغه ،عاقل ،مست، عارف، وارسته،آسمانی و.... نیز نامیده اند اگر اندکی در مورد این کلمات متناقض و متفاوت فکر کنیم شاید عقلمان به جایی قد ندهد ولی به این نکته دست پیدا می کنیم که تفاوت داشتن با بقیه مردم ویژگی مشترک همه این ویژگی ها و نسبت های متناقض است و در هر عصر یا مکانی مردم به نسبت شعور خویش هنرمندان زمان خویش را شناخته و نامگذاری کرده اند در عصری و مکانی هنرمند را قدر دانسته و بر صدر نشانده اند و در عصری دیگر و مکانی دیگر مجنونش خوانده و از ابتدایی ترین امکانات حیات بشرمحرومش داشته اند و گاهی نیز هنر مند واقعی را پس زده و عده ای را که خود می پسندند ،هنر مند نامیده اند اما  در این میان غربال هنر هیچگاه از کارنایستاده  و سکونی نداشته است مدام کار کرده و نابخردان بی هنر را از هنر مندان جدا کرده است

اما ذات هنر با اعتراض توام است  هنر زاده نا رضایتی است . اگر کسی احساس کند که هر چیزی سر جای خودش ،است و بهشت برینی که خدا وعده فرموده همین دنیاست و بهتر از آنچیزی که هست و وجود دارد امکان  ندارد و اگر کسی (از جمیع جهات ) احساس خوشبختی بکند محال است که بویی از هنر ببرد و البته یادمان باشد که اعتراض اگر توام با خلاقیت و آفرینش نباشد باز راه به جایی نمی برد

اگر کسی از نظر فلسفی ،چیستی ،چرایی و چگونگی بودن خویش را مورد کنکاش قرار ندهد اگر به شدن نیاندیشد اگر نداند که در زندانی به اسم دنیا به سر می برد ( به مصداق حدیث شریف  الدنیا سجن المومن ) و باز اگر نسبت به تمام پدیده ها و پدیدارهای اطراف خویش حساس نباشد هیچوقت هنر در وجود چنین کسی تجلی نمی یابد و البته باز ذکر این نکته ضروری است که   دارا بودن جهان بینی اعتراض آلود شرط لازم این فرایند (هنر مند شدن) است نه شرط کافی

یک هنر مند معترض است اما خلاق نیز هست یعنی با صرف عمر خویش همراه خود ارمغانی از اقیانوس ناشناخته ها، به برکه  شناخته  شده بشریت می آورد و به سهم خویش اندکی از اقیانوس جهل بشر کاسته و به برکه فهمش می افزاید و اینکار را نه بخاطر بشریت بلکه بخاطر دل بی قرار خویش انجام می دهد ولی از این اتفاق بشریت است که بیشترین نفع و سود را می برد و رفته رفته به تکامل نزدیک می شود بی آنکه حتی به احترام اجساد پدید آورندگان این تکامل کلاه از سر بردارد

رومن رولان از زبان یکی از دوستان میکل آنژ می نویسد روزی از میکل آنژ پرسیدیم چگونه به فکرت می رسد که از سنگهای بزرگ بی جان فرشته هایی بتراشی  که آدمی احساس کند که این فرشته ها همین الان  از آسمان و از ملکوت خدا پایین آمده اند ؟؟ میکل آنژ گفت : اینکه تعجبی ندارد من وقتی به سنگی نظر می کنم ،فرشته ای را درونش می بینم که زندانی است ،و تنها کاری که می کنم این است که حصار و سنگهای زاید را بتراشم تا فرشته آزاد شود . همین

اما متاسفانه  همانطور که در آغاز این نوشته آمد ،و همیشه مورد تاکید نگارنده این سطور بوده مردم عصر ما که نه ،اکثر

(نه همه )کسانی که تصدی برخی از امور هنری را برعهده دارند هیچگاه به دنیای هنر از پنجره ای هر چند کوچک نگاه نکرده اند تا بدانند بارگاه دل از کارگاه مغز همیشه جدا بوده ، هست و خواهد بود  شهریار شهر سخن و نگین ذی قیمت ادبیات  می فرماید :

برو که خرده گرفتن به عاشقان نه رواست

که دست عقل تو از نخل عشق ما کوتاست

 

چو سوز عشق نبینی به ساز شعر مپیچ

که شعر نغمه عشاق ارغنون خداست

 

قماش عشق به مقیاس علم و عقل مسنج

که بار گاه دل از کارگاه مغز جداست

و البته  باید این سخن را نه فقط در مورد شعر و شاعر که باید در مورد هنر مند هر رشته هنری بکار برد اما چه فایده ؟ کسانی که باید این مفهوم  را درک کنند و بدانند ُ،فارغ از این دغدغه ها،هستند و گرنه همانگونه که در ابتدای این نوشته،اشاره شد هنرمند قدر می دید و بر صدر می نشست     

 نوشته از : محمد سیمزاری

عکس از : مریم محمدی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 توسط تماشا
تئاتر ایران در مراسم شب بازیگر بهترین‌های خود شناخت.

به گزارش فارس، نهمین جشن شب بازیگر انجمن بازیگران خانه تئاتر دقایقی
 
 پیش در سالن اصلی تئاتر شهر با حضور جمعی از هنرمندان تئاتر برگزار شد.

بدین ترتیب صابر ابر به عنوان بازیگر مرد و رؤیا افشار به عنوان
بهترین
 
 بازیگر زن تئاتر در سال ۹۰ معرفی شدند.

* بهترین بازیگر زن

۱- رؤیا افشار نمایش (زمستان ۶۶)

۲- محبوبه بیات نمایش (خانمچه و مهتابی)

۳- گلاب آدینه نمایش (خرده خانم)

* بهترین بازیگر مرد

۱- صابر ابر نمایش (جیره‌بندی پر خروس برای مراسم سوگواری)

۲- علیرضا کیمنش نمایش (منو تلخک)

۳- هدایت هاشمی نمایش (افسانه ببر)

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم اردیبهشت 1391 توسط تماشا
مطلب زیر به نقل از خبر گزاری فارس آورده می شود

 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910131000410

عضو موسس انجمن نمایش اردبیل مطرح کرد
امکانات هنری اردبیل از ضعف مدیریتی می‌نالد/هنر اردبیل نیازمند پژوهش و نیاز‌سنجی

خبرگزاری فارس: عضو موسس انجمن نمایش اردبیل و مدیرکل سابق کانون پرورشی کودکان و نوجوانان استان اردبیل گفت: هنر و فرهنگ استان اردبیل و امکانات موجود در آن مبتلا به ضعف مدیریتی است.

خبرگزاری فارس: امکانات هنری اردبیل از ضعف مدیریتی می‌نالد/هنر اردبیل نیازمند پژوهش و نیاز‌سنجی

به گزارش خبرگزاری فارس از اردبیل، محمد سیمزاری صبح امروز در مراسم دیدار هنرمندان با منتخب مردم اردبیل، نیر، نمین و سرعین در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت:‌ ما شاهد وجود مشکلات عظیمی در حوزه نرم‌افزاری تئاتر هستیم و خلا تحقیق و توسعه در حوزه هنر اردبیل به چشم می‌خورد.

وی با انتقاد از اینکه تعامل بین تئاتر و مردم به طور کامل برقرار نشده است، تصریح کرد: وقتی ما نمی‌توانیم ارتباط بین هنر و مردم را برقرار کنیم چگونه می‌توانیم انتظار داشته باشیم که امکانات بیشتر در اختیار بگیریم در حالی که هیچ کاری انجام نمی‌دهیم.

عضو شورای پژوهش ارشاد اسلامی اردبیل با اشاره به اینکه تئاتر یک هنر نخبه‌گرا است، یادآور شد: این هنر عظیم باید نخبگان جامعه را به سمت خود کشیده و از طریق همین نخبگان تفکر مورد‌نیاز را به مردم انتقال دهد اما متاسفانه چنین چیزی در اردبیل وجود ندارد.‌

سیمزاری با اشاره به اینکه دانشجویان ما نیازمند تغذیه فکری و فرهنگی هستند، گفت: متاسفانه در چند سال گذشته در حوزهتئاتر نتوانسته‌ایم آنچنان که بایسته است در خدمت مردم باشیم و همین امر باعث رکود تئاتر در استان اردبیل شده است.

این مسئول بیان داشت: در جایی که کار کارشناسی و نیاز‌سنجی و توسعه و تحقیق در مورد فرهنگ انجام نمی‌شود بنابراین فعالیت‌های ما نیز مفهومی نخواهد داشت و باید در این راستا چاره‌ای اندیشیده شود.

عضو هیئت منصفه مطبوعات با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد تهاجم فرهنگی، نهضت نرم‌افزاری و مهندسی فرهنگی خاطرنشان کرد: متاسفانه از آن جایی که جامعه ما نتوانست برداشت صحیحی از این مسائل داشته باشد تنها با چند سمینار و مقاله سر و ته قضیه را هم آوردیم و امروز اگر می‌بینیم غرب با ماهواره‌هایش برای ما نقشه می‌کشد حاصل همین ندانم‌کاری در حوزه فرهنگ است.

سیمزاری گفت: تئاتر یکی از مهمترین سازه‌های فرهنگی کشور است که باید با خواسته‌ها و ایده‌های نسل جدید همگون و همسان شود اما متاسفانه چنین نیست و ما شاهد خلأ بزرگی در حوزه فرهنگ اردبیل هستیم.

وی با انتقاد از اینکه ما تنها به فکر تهیه سخت‌افزار فرهنگی هستیم، بیان داشت:‌ ما مشکل نرم افزاری داریم و تا زمانی که نتوانیم تئاتر را به معنای واقعی تعریف و به درون جامعه بیاوریم سالن‌های شیک و شکیل به هیچ درد ما نخواهد خورد.

این نویسنده ادامه داد: ما مهمترین مسئله را در بخش فرهنگ که همان تحقیق و توسعه است فراموش کرده‌ایم و همین امر ضربه‌ای بزرگ بر پیکره هنر استان زده است.

سیمزاری اردبیل را مهد نخبگان و استعدادهای هنری فراوان اعلام کرد و ابراز داشت:‌ متاسفانه به این نخبگان بها داده نمی‌شود و ما استعداد عجیبی در نخبه‌کشی داریم.

این مسئول خواستار ابداع مدیریت جدید فرهنگی در استان شد و افزود: با آمار و ارقام نمی‌شود مردم را قانع به برگزاری کارهای فرهنگی کرد چرا که مردم ما آگاه و هوشیار به مسائل هستند و باید با آنان با زبان صداقت سخن گفت.

عضو انجمن نمایش در پایان سخنان خود نیاز مهم هنر اردبیل را پژوهش و نیاز‌سنجی اعلام کرد و اظهار داشت:‌ اگر بتوانیم کارهای فاخر هنری را ارائه دهیم مطمئن باشید مکان و سالن نیز برای ما مهیا خواهد شد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 توسط تماشا
 

 

 

                                    -خواب آشوب-

 

با خبر شدیم که حاج کمال الدین پیر موذن تصمیم گرفته است که  قبل از آنکه بر صندلی سبز مجلس شورای اسلامی تکیه کند با هنر مندان و فرهیختگان حوزه انتخابیه خود دیدار و گفتگو نماید و جالبتر آنکه این عمل که به نظر وظیفه عادی یک نماینده مجلس می آید تعجب دوست و دشمن را برانگیخته است و بین اهالی هنر سوالات مختلفی می پیچد:

-       حالا که انتخاب شده برای چه می خواهد خود را به زحمت انداخته و جلسه تشکیل دهد؟

-       هر کس جای او بود بعد از آنهمه صحبت و سخنرانی که در جریان انتخابات داشت مدتی استراحت می کرد

-       می گن حتی دکتر بهش گفته خیلی به تارهای صوتی ات فشار آوردی مدتی استراحت کن

-       می خواد چی بگه؟

-       بابا جون نمی خواد چیزی بگه می خواد بشنوه؟

-       نکنه می خواد مدیر و اخراج کنه ؟

-       ای بابا ... چه نیازی به اینکاراست؟ وقتی هنوز وارد مجلس نشده و کارو دست نگرفته

-       به نظر من حاج کمال الدین پیر موذن تا جاییکه میشه با نیروهای موجود کار می کنه  چون به تثبیت مدیریت اعتقاد داره

-       عزیز من لازم نیست این توضیحاتو به هم دیگه بگید حاج کمال کار خاصی نمی کنه  اون می خواد مشکلات هنر مندان و نویسندگان و فرهیختگان شهر خودشو از زبون خودشون بشنوه ...واگه تونست برای حل مشکلات راهکاری پیدا کنه.. اینکه کار خاصی نیست. یعنی داره به ابتدایی ترین وظیفه خودش عمل می کنه

-       خب اگه اینطوریه چرا نمایندگان قبلی تا حالا همچین کاری نکردن ؟

-       ما چه بدونیم ؟ فعلا که حاج کمال اینکارو کرده...  بده؟

-       نه بد نیست والله آنقدر مهر بانی بی دلیل ندیدیم که وقتی می بینیم تعجب می کنیم

-       هنر مندان ما به  معده ی انسانهای بی چیز و بی پول می مانند

-       یعنی چه؟

-       معده آدمهای ندار،غذای مقوی که ببینه درد می کنه چون عادت نداره

-       نه اینجوریا هم نیست ... نماینده میاد و میره ، ولی هنر مند برای شهرش برای مردمش و برای کشورش میمونه

-       خب حالا شلوغش نکن تو هم

و همه این دیالوگها رو ما شنیدیم واز آنجاییکه یه خورده بیشتر حاج کمال رو میشناسیم یک مطلب رو اضافه می کنیم اولا اینکه حاج کمال اولین باری نیست که به کار فرهنگی و هنری علاقه نشون می ده . اون سازنده و اداره کننده اولین فرهنگسرای شهر اردبیل بود ایشون  بانی نشر اولین نشریه در اردبیل و (والبته بعد از انقلاب) بود. نویسنده چند جلد کتاب ،روزنامه نگار وعلاقمند شعر و ادبیاته.... دوما اگه بخواهیم به شوخی هم شده لقبی برای حاج کمال الدین پیر موذن انتخاب کنیم بهتره بهش بگیم " خواب آشوب" چرا که او در هیچ زمینه ای به هیچ مسئولی اجازه خواب نخواهد داد البته ما تضمین نمی کنیم که مشکلات حل خواهد شد ولی اطمینان می دهیم که خواب بسیاری را خواهدآشفت. چون به عقیده او زمان خدمت زمان خواب نیست پس بهتر است این جلسه را که گویا اواخر هفته آینده تشکیل خواهد شد به فال نیک گرفته و دلمان به حال کسانی که نیت خوابیدن و استراحت داشتند بسوزد

نکته جالب دیگر اینکه جناب آقای حقیقت پور هم چنین انسانیست ...و قطعا یادمان هست که آن بزرگوار هم در زمان استانداریشان هنر مندان را جمع کرده و به حرفهای دلشان گوش می کرد  
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم فروردین 1391 توسط تماشا

پیام روز جهانی تئاتر امسال هر چند کوتاه است اما دارای نکات جالب توجهی است ... به نظر می رسد تئاتر بعنوان یک هنر پیشرو و هنر مند تئاتر بعنوان یک اندیشمند آوانگارد بعد از طی مراحل بسیار، تازه به ابتدایی ترین و البته مهمترین سوال فلسفه شرق رسیده است (برای چه زندگی می کنیم ؟)

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

امیدواریم این سوال اساسی آنقدر در ذهن و دل تئاتری ها تکرار شود که ملکه افکار و کردار و رفتارشان باشد

 جان مالکویچ:

مفتخرم که انیستیتوی بین المللی تئاتر در یونسکو

از من تقاضا کرده است تا برای گرامی‌داشت

پنجاهمین سال روز جهانی تیاتر سخن بگویم.

سخن کوتاه من خطاب به همکاران،

همقطاران و رفقایم در تیاتر است.

امید که آثارتان گیرا و اصیل باشد.

امید که ژرف‌ باشدو پر‌احساس باشد که به ما

کمک کند تا به این پرسش بیاندیشیم که :

معنی انسان بودن چیست؟

و امید که این اندیشه با دل ها، با پاکدلی و

پاک‌اندیشی و با شرف متبرک شود.

امید که بر دشمنی ها چیره شوید، بر سانسور،

فقر و پوچ گرایی؛ همان گونه که بسیاری از شما

 به آن متعهد شده‌اید.

امید که درخشان و پرتوان باشید تا به ما

 پیچیدگی‌های تپش قلب آدمی را بیاموزید

و کنجکاوی و فروتنی را؛ که آن را دست‌‌آورد

یک عمر خود ساخته‌اید.

امید که بهترین‌های شما -چرا که بهترین‌ها

 را طلب می‌کنید- آن هم در ناب‌ترین و گذراترین

 لحظه، چارچوبی بیابید برای این بنیادی‌ترین

 پرسش: “چرا زیست می کنیم؟”
 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم اسفند 1390 توسط تماشا

                           نمایش در پس شبهای تار آماده اجرا شد


نمایشنامه " در پس شبهای تار" که نوشته محمد سیمزاری است و منتخب شرکت در جشنواره سراسری ماه شده بود به دلیل ضیق وقت برای تمرین و آماده سازی نتوانست از مرحله بازبینی به حضور در جشنواره برسد لیکن در حال حاضر این نمایش به کارگردانی اکبر منصوری (سرپرست گروه) برای اجرای عمومی آماده شده که قرار است اگر گوش شیطان کر باشد، آقایانی که پروانه صادر خواهند کرد، خود، در سفری یا جشنواره ای نباشند، مدیر کل محترم در گیر جلسات سیاسی –فرهنگی نباشد و یا برخی از کارکنانی که امضایشان برای شروع کار لازم است در ستاد انتخاباتی کاندیداهایی که حضور در ستاد آنها مجاز است تشریف نداشته باشند،پروانه اجرای نمایش فوق الذکر برای شانزدهم اسفند امسال یعنی درست در گرماگرم خرید دم عید مردم صادر شود

لازم به ذکر است که قبلا قرار بود که پروانه اجرا برای تاریخ پنجم اسفند صادر شود (با وجود اینکه گروه یک ماه قبل از آن هم  آمادگی خود را رسما اعلام کرده بود )اما گویا دستور رسید که در زمان تبلیغات انتخابات هر گونه اجرا ممنوع می باشد که با این خبر همه برنامه ریزی های گروه بهم ریخت البته همه دوستان می دانند و عادت کرده اند در برخی از مدیریت ها واژه برنامه ریزی مفهومی ندارد واگر مراجعه کنید و سوال فرمایید که : به ما گفته بودید پنجم اجرا دارید...؟! به راحتی جواب می دهند که :

خب حالا می گوییم شانزدهم آسمان که به زمین نمی آید ... والبته راست می گویند... تا امروز سینمای ایران جایزه اسکار نگرفته بود مگر آسمان به زمین آمده بود ؟ و یا حالا که سینمای ما برای اولین بار این جایزه را به خود اختصاص داده زمین به آسمان رفته ؟ اصلا چه ربطی دارد ؟ چرا موضوع را به حاشیه می کشانیم ؟  به آنها چه که شما برنامه ریزی کرده اید ؟ به آنها چه که نوازنده شما بعد از پانزدهم در تهران کنسرت دارد و حتما باید برود ؟ به آنها چه که اصلا کارگردان شما در یک سریال شبکه سراسری قرارداد دارد و باید سر وقت در کنار گروه باشد ؟؟

در هر حال ما نه بخاطر اخلاق و رفتار و شیوه مدیریت دوستان دست اندر کار، که بخاطر خودمان و سماجتمان متعجبیم

ضرب المثلی ترکی هست که ترجمه اش اینه (به مهمان ، نمیگن که برو ، فرشو از زیرش می کشن و میگن : یه لحظه اجازه بده این فرشو تمیز کنیم)

و یاللعجب از مهمانی مثل ما که حرف مستقیم هم تو گوشش نمیره!!!

قرار است در شانزدهم اسفند ماه نمایش "در پس شبهای تار" روی صحنه برود در این نمایش هنرمندان گرامی غفور ملکی،غلامرضا بختیاری ومهتاب نصیری به ایفای نقش پرداخته اند محسن شیر علیوند سرپرستی گروه موسیقی را به عهده دارد و خداوئردی خسروی مدیریت روابط عمومی وطراحی و اجرای نور را عهده دار است

در این نمایش زینب پارسا طراح لباس و اکبر منصوری طراح صحنه می باشند امیدواریم ابتدا مورد قبول و عنایت ضامن آهو حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) باشد(با توجه به اینکه نمایش به آن حضرت تقدیم میشود) و بعد مورد لطف و قبول تماشاگرا ن محترم قرار گیرد

 

نمایشنامه" در پس شبهای تار" را می توانیددرآدرس زیر مطالعه فرمایید  :

 

http://namayeshname-simzari.blogfa.com/

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 توسط تماشا

کهنه لیک : قاینانا

یئنی لیک : گلین

هره اوز فیکرینده حقلی هم دوغرو

گلن یئنی ایله گئده ن کهنه نین

سونو گورونمه ین دویوشودور بو:

آنا بو اوجاغا گلین گلنده ن

بو قدیم یووادا بیر قایدا واردی:

گلین لر اویانیب هامی دان ائرکن

ارلری یئدیریب یولا سالاردی

 

آنا بو قایدانی مقدس بیلیب

آنا بوقایدانی یامان گودوردو

آنابوقایدانی ایندی هر سحر

تزه گلینده ن طلب ائدیردی

 

گلین سه یاتیردی دوققوزا قده ر

اوغول آج قارینا ایشه گئدیردی

بیر گون

          بئش گون

                   اون گون

اوتدو بئله جه

آنا نه دانیشدی آنا نه دیندی

گوردو کی اوغلودا دینمیر

                       بیر گئجه

دوزمه دی گلینه یامان تپیندی

ایکی عقیده نین ایکی جبهه نین

دویوشو باشلاندی سوکوتدان سونرا

آنا دوزنمه دی ...

بو تزه گلین

تزه نرخ قویا کهنه بازارا

 

پارتلادی اوره کلر

 آچیلدی اوزلر

یامان قاناد آچدی لاتاییر سوزلر

گلین قاینانانی بوکدو بوقچایا:

-گوزونو دونیایا یاخشی آچ- دئدی

ایندی من صاحیبم – من- بو اوجاغا

ایشه باخ

یئرلی یه یئرسیز- قاچ -دئدی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 توسط تماشا
  • کتاب "از عطش تا رود " نوشته محمد سیمزاری 
  •  
  •  (مجموعه سه نمایشنامه)
  •  
  • توسط انتشارات نیستان به چاپ رسید
  •  

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 توسط تماشا
کتاب " شعله ای در هیئت مردی " نوشته محمد

سیمزاری توسط انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه

هنری ، با همکاری مرکز هنرهای نمایشی به چاپ رسید

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 توسط تماشا

 

                                         

در سالهایی نه چندان دور،صحنه ی تئاتر پر از عشق و شور بود. تئاتری ها در گروه های مختلف در پی رقابت های رفاقتی بودند بازیگران آرزویشان حضور خوب و موثر در صحنه بود اما اینک متاسفانه از آن شور و حال خبری نیست چرا که بسیاری از فرصت هارا به تهدید تبدیل کرده ایم و اهداف متعالی جای خود را به اهداف کم ارزش داده اند.

زمانی برای یک اجرای شهری تنها صد هزار تومان پول میگرفتیم و بعد از اجرا برای هر بازیگر به جای مبلغ نقدی هدایایی مانند دیوان حافظ و مثنوی و یا یک لوح تقدیر میدادیم.

اما در حال حاظر یک کارگردان برای جمع کردن یک گروه پنج نفره مستاصل میشود و به هرکسی که رو می اندازد مایوس و سرخورده برمیگردد.

      _ شرمنده ،خودم دارم کارگردانی میکنم 

      _ شرمنده ،دارم سریال کار میکنم

      _ شرمنده ،من مدت هاست که بازی نمیکنم

      _ شرمنده ،خیلی گرفتارم 

      _ شرمنده،تئاتر جز آوارگی و دردسر نتیجه ای ندارد

      _ شرمنده ،من دنبال کاری ام که پول داشته باشد من نمیتوانم 6 ماه تمرین کنم آخرش صد هزار تومان دریافت کنم.

سوال اینجاست پس عشق چی؟ عشق کجا رفته است؟مگر ماها همانهایی نیستیم که با پولهای تو جیبی که از پدرانمان میگرفتیم برای پروژکتور سالنهای نمایشی لامپ می خریدیم؟مگر همان هایی نیستیم که از یکایک اعضای گروه پول جمع میکردیم تا قند و چایی گروه فراهم باشد مگر با پول خودمان از کهنه فروشی ها لباس های قدیمی و دست چندم نمی خریدیم؟ مگر ما نبودیم که مادرانمان را مجبور میکردیم برای نمایش ما لباس بدوزند یالباسی را کوتاه کنند یا شکلش را تغییر دهند؟مارا چه شده است؟

به نظرنگارنده:

الف- ای کاش تعدادی از دوستان ما زندگی خود را وابسته به هنرشان نمی کردند

در جامعه ای که دوست و دشمن اعتقاد به آن دارند که هنر واقعی پول ساز نیست،و تاریخ هم حکایت از هنرمندان بزرگی میکند که با وجود پیشرفت در عرصه ی هنر و   اندیشه از گرسنگی مرده اند،چرا باید سقف حیات را برستون تئاتر زد؟این جامعه ایده ال است که در آن هنرمندان قدر میبینند و بر صدر می نشینند نه هر جامعه ای ودر هر شرایطی، ای کاش هنرمندان ما هیچگاه حرفه ای نمی شدند البته حرفه ای نه به معنای قوی و پیشرفته بلکه به این معنا که ای کاش هیچ هنرمندی در شهر ما شغلش هنر نبود.کاش مثل همان روزها که دانش آموز بودیم و در کنار آن کار تئاتر میکردیم در بزرگسالی نیز همه یک شغل داشتند و در کنار آن سالی چند بار به خاطر عشقشان روی صحنه می رفتند وگرنه کیست در شهرستانی مانند اردبیل با درآمد حاصل از تئاتر به نان و نوایی برسد.

کاش همه یک پزشک تئاتری،یک مهندس تئاتری،یک بزاز تئاتری،یک بقال تئاتری و یا حتی یک کارگر تئاتری بودند

و چقدر شرف دارد که انسان از صبح علی الطلوع تا ساعت 6 بعد از ظهر سر ساختمان کار کند و از ساعت 6 تا 9 شب نمایش تمرین کند. چرخ زندگی اش با کارگری ساختمان بچرخد ولی چرخ عشقش با تئاتر.

اما در حال حاضر شغل تعدادی از دوستان ما هنرهای نمایشی است.

ب- در روزگاران نه چندان قدیم در شهر ما سریال یا فیلم سینمایی تولید نمی شد امروز به لطف خدا از فیلم کوتاه تا سریال و فیلم سینمایی تولید میشود.

این مسئله می توانست برای ما فرصتی بسیار مغتنم باشد ،حتی میتوانستیم بخشی ازدر آمد حاصل از کارهای تلویزیونی را در تئاتر صحنه ای هزینه کنیم تا هم کیفیت کارمان،بالا رودو هم اینکه رقابت های رفاقتیمان اوج بگیرد

ولی ما با دیدن مرکبی که میتوانست مارا به معشوقمان برساند معشوق منتظرمان را از یاد برده و شیفته زیبایی مرکب شدیم

و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

این عوامل همراه عوامل پیدا وپنهان دیگر سبب شده است که تئاتر ما از جایگاه واقعی خود قاصله بگیرد و در خوشبینانه ترین حالت ،به شرکت در جشنواره ها محدود ومحصور شود . وخواجه خنده رویی شده ایم که خود گوییم و خود خندیم آن هم نه با اراده خود با دست عروسک گردانانی که حرکتمان می دهند .وتنها عنصری که اصلا مهم نیست مردم ویا به عبارت دیگر مخاطبان هستند که آیا برای دیدن نمایش می آیند؟ نمی آیند؟ آیا راضی از سالن نمایش خارج میشوند ؟ یا بادیدن یک نمایش آن هم از سر اتفاق ، کلا از امدن به سالن نمایش توبه خواهند کرد ؟ هیچکدام مهم نیست ،مهم این است که باشیم وچند نفر اطرافیانمان که تئاتری هستند ثناگویمان باشند .ما را چه به جامعه ؟ مارا چه به تئاتر مسئول ؟ اصلا گیریم که حتی بقال سر کوچه مان هم نداند که من تئاتری ام،مگر چیزی از شکوه هستی من کم خواهد شد؟اصلا روشنفکران ،معلمان،اساتید دانشگاه ،قلم به دستان،سیاسیون،اداریون،ورزشکاران،جوانان و دیگر اقشار جامعه هم ندانند من تئاتر کار می کنم مگر چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ از مبلغ قرار داد یا قرار دادهای من کم خواهد شد؟؟؟و...

ولی آیا واقعا جای ما همین جاست که ایستاده ایم ؟


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک